یه روز غضنفر از یک نفر میپرسه: ساعت چنده؟ طرف میگه:سه و نیم. غضنفر میگه: دارم دیوونه میشم از صبح تا حالا هر کس یه چیزی میگه

 

به غضنفر میگن: با باقی جمله بساز میگه: ما دیشب کوبیده خوردیم! میگن باقیش کو؟میگه: تو یخچاله

 

غضنفر زنگ میزنه رادیو میگه الو آقا اونجا رادیو است؟ مجری میگه: بله بفرمایید. میپرسه: آقا الان صدای من داره پخش میشه؟ مجری میگه: بله بفرمایید.. میپرسه: یعنی الان صدای من توی نونوایی هم داره پخش میشه؟ مجری عصبانی میشه و میگه: آره دیگه حرفتو بزن. غضنفر میگه الو اکبر نون نخر مامانت خریده

 

غضنفر تصادف میکنه، از ماشین پیاده میشه به جمعیت میگه: هیچکس زر نزنه جز جناب سروان


به غضنفر میگن چرا: قرصاتو سر موقع نمیخوری؟ میگه: میخوام میکروبار و غافلگیر کنم.

 

غضنفر میره مکه، میبینه همه دارند ازسمت راست دور خانه خدا میگردند، داد میزنه و میگه: شما ازاین طرف برید، من هم از اون طرف تا زود بگیریمش

غضنفر خیلی مذهبی میشه میره مغازه اسباب بازی فروشی که یه عروسك بخره. وقتی عروسکها را میبینه زود چشماش رو میبنده و به مغازه دار میگه: ببخشید میشه یکی از اون خواهرا رو بدین

از غضنفر میپرسن: سی..ان.جی یعنی چه؟ میگه: یعنی سوخت نداریم جیگر

 

غضنفر طناب می‌بنده دور كمرش. میگن: چرا طناب بستی دور كمرت؟ میگه: می‌خوام خودكشی كنم. بهش میگن: خوب، چرا طناب رو بستی دور كمرت؟ میگه: اول بستم دور گردنم، دیدم دارم خفه می‌شم

 

از غضنفر میپرسن: كراوات چیست؟ میگه خطی است فرضی، كه لوزه را به ناف وصل میكند.

غضنفر داشته هلو میخورده، به هسته‌اش كه میرسه، میگه: به به، توش هم که گردو داره

غضنفر از كیوسك تلفن میاد بیرون. ازش میپرسند: سالمه؟ میگه: آره، فقط آفتابه نداره


از بچه میپرسن: اون كدوم حیوانی هست كه به ما گوشت، شیر، ماست، كفش، لباس میده؟ میگه: بابام

 

به غضنفر میگن: شنیدی اسراییل، لبنان را زده. میگه: مگه ایتالیا قهرمان نشد

 

غضنفر زنگ میزنه فلسطین اما زود قطع میکنه! ازش دلیلش رو می پرسند، میگه: می خواستم ببینم هنوز اشغاله یا نه

 

یه نفر از غضنفر میپرسه: آقا ببخشید، خیلی ببخشید، جسارته، واقعاً شرمنده‌ام، روم به دیوار، گلاب به روتون، اسم شما چیه؟ میگه: اینجوری كه تو سوال كردی حتماً گه

 

یه مرد از دوستش میگه: بعد از 14 سال از ازدواجت، هنوز زنت رو عزیزم صدا میزنی؟ دوستش جواب میده: آخه اسمش رو یادم رفته

 


یه دختر مسیحی میره نزد كشیش و میگه: من هر وقت از جلوی آیینه رد میشم، میگم: چه دختر خوشگلی! آیا گناه میكنم؟ كشیش میگه:  فقط دروغ میگی؟

 

یه روز غضنفر میمیره،ولی بعد زنده میشه. بهش میگن چرا زنده شدی؟میگه سر پل سراط دور بر گردون داشت بر گشتم

 

اگه گفتی كی به همه محرمه؟ بقالیه سره كوچه! چون به همه شیر میده

 

غضنفر پیراهن مشكی پوشیده بود، ازش می‌پرسن: چی شده؟ میگه: انگشت بابام رفته زیر تریلی! می‌گن: اینکه پیراهن مشکی پوشیندن نداره! میگه: آخه انگشت بابام توی دماغش بوده

 

یه روز یه دكتره میره تیمارستان، از یه دیوونه می پرسه برای چی تو رو اینجا آوردند؟ میگه: آخه من اعتقاد دارم جوراب نخی بهتر از جوراب نایلونی است. دكتره میگه: خوب اینكه دلیل نمیشه تو رو اینجا بیاورند. یارو میگه: راستی شما جوراب نخی رو با سس مایونز میخورید یا سس گوجه فرنگی

 

غضنفر زنشو میبره دكتر و میگه: آقای دكتر ما بچه دار نمیشیم! دكتره میگه: چند وقته ازدواج كردید؟غضنفر میگه: یك هفته است. دكتره هم با عصبانیت میگه: اونی كه گرفتی زنه، نه زودپز